17 ماهگی قند عسلم
عزیزکم 17 ماهگیت مصادف شد با شروع یه بیماری تو هنوز خواب بودی که بابایی از سر کار اومد با یه ماشین قرمز خوشگل که برات خریده بود با کلی ذوق و شوق منتظر بیدار شدنت بودیم تا عکس العملت رو ببینیم ولی وقتی بیدار شدی تنت داغ داغ بود دلم بد جوری اشوب شد و سریع به دکترت زنگ زدم و گفت تا نیم ساعت دیگه هستش هول هولکی و بدون امادگی رفتیم مطب معاینت کرد و گفت چون هیچ علائم دیگه ای نداری و فقط تب داری تا 2 روز تبت رو کنترل کنیم و اگه بر طرف نشد ازمایش بدیم وااای خدا بازم مریضی و از همه بدتر بازم تب خیلی اون 2 روز سخت گذشت خییییلی همش تا نزدیک ب...
نویسنده :
مامي گل
12:22











